خواهرکم *.*

درخواست حذف این مطلب
صی صی اومده پشت در اتاق و با علم به اینکه من جغد شبم آروم میگه لیمو بیداری؟ میگم آره بیا داخل!
روی تخت کنارم براش جا باز خو ده میگه:
لیمو اگه ز له بیاد هممون می میریم؟
+نه کی گفته؟
_ فافا گفت , بعدم گفت اگه شدید باشه اصلا نمیتونیم راه بریم
+نه عزیزم اینجا ز له نمیاد!! اگه هم بیاد میتونیم راه بریم یا بدویم و فرار کنیم. واسه همین نخو دی؟
_اوهوم :-(
بعد یه اهنگ واسش گذاشتم که ز له رو فراموش کنه و همینطوری که خو دیم می یم دوباره شروع میکنه:
لیمو کدوم یکی از ا رو دوست داری؟
+هیچکدوم
_میخوای بدونی من چه شهری رو دوست دارم؟
+هوم بگو
_شمال
+ :)))))))))))))))
_چرا میخندی خب؟
+شمال صی صی؟
_استانه؟یا کشوره؟
+ :)))) پتو رو گاز میگرفتم که دوباره گفت:
پس ساری و گرگان که رفتیم چی بودن؟شمال بودن دیگه.من به همه گفتم رفتم شمال هیشکی هم نخندید

به پایین تخت نگاه دیدم پاهاش رسیده به پاهای من! ولی هنوز بچه ست بچم :))